خرید بک لینک

درباره سایت

man khoda ra daram

امکانات وب

من دقیقا مصداق بارز این ضرب المثلم: نابرده رنج، گنج میسر نمیشود مزد ان گرفت جان برادر که کار کرد

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 13:16

از نارفیق چی بگم؟ این روزا یادم بمونه چجوری تنهام گذاشتن!

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 13:16

نام تو، اگر چه بهترین سرودِ زندگیست... من تو را به خلوتِ خداییِ خیال خود: بهترین بهترین من خطاب میکنم

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 11:58

فقط ۳۰ روز مونده تا مال هم شیم❤️

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 16:46

ولی روزای خسته کننده و سختیه

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: جمعه 27 خرداد 1401 ساعت: 8:35

آنیسای قشنگم قدمت مبارک❤

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: سه شنبه 3 خرداد 1401 ساعت: 3:41

امروز رو ثبت میکنم بخاطر یه تجربه ی جدید و شروع جدید خدایا کمکم کن❤

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:52

ائل گلی با دوستان

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: شنبه 14 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:26

قسم به عشقمون قسم

همش برات دلواپسم

قرار نبود اینجوری شه

یهو بشی همه کسم

راستی چی شد

چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 18:02

آسمون رویام٬ امشب گرم از تب منماه آرزوهام٬ اومده تو شب منعطر شمع بوسه٬ رو لبهای بسته ی منیه نسیم نوازش دل من، دل تو،دل ما ،دل همه آدما مگه چی می خواد؟آروم اومدی٬ تو خوابمآروم اومدی٬مثل رقص یه پروانه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 7:55

بچه که بودم

درخت خرمالوی همسایه بقلی وارد حیاط ما شده بود

از پنجره ی راهروی طبقه دوم راحت میشد کند

یه دوستی داشتم هر وقت باهاش قهر میکردم

یه خرمالوی کال پرت میکردم میخورد به در خونشون

میفهمید منم و آشتی میکردیم

اون موقع ها چه همه چیز ساده بود...

الان دیگه نه اون درخت هست

نه دوستم همسایمونه

و دورادور از حال هم باخبریم

مواظب رابطه ها و خرمالوهای زندگیمون باشیم

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 4:04

دوستی ساده ما غیر معمولی شد. نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد. نمیدونم چی شد که وجودم لرزید. دل من این حسو از تو زودتر فهمید. تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم. چه دلیلی داره از تو دست بردارم. بین ما کی بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:59

رفیقان دوست وان دهها گروهندکه هر یک در مسیر امتحانندگروهی صورتک بر چهره دارندبه ظاهر دوست اما دشمنانند گروهی وقت حاجت خاکبوسندولی هنگام خدمتها نهانندگروهی خیر و شر در فعلشان نیستنه زحمت بخش و نه راحتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: يکشنبه 2 دی 1397 ساعت: 7:39

دیوار،

سقف،

ای در حصار حیرت، زندانی،

ای در غبار غربت، قربانی،

ای یادگار حسرت و حیرانی،

برخیز و

ای چشم خسته دوخته بر دیوار

بیمار،

بیزار،

تو، رنگ آسمان را از یاد برده ای

از من اگر بپرسی

دیری ست مرده ای

برخیز

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: يکشنبه 2 دی 1397 ساعت: 7:39

جمعه و زهر داره

همه چی بُلد میشه واست

برچسب: نویسنده: مریم کاظمیان تاريخ: يکشنبه 2 دی 1397 ساعت: 7:39

صفحه بندی